محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
374
اكسير اعظم ( فارسى )
مثل شياف ماميثا و اقاقيا و حضض به آب كاسنى و آب عصى الراعى آميخته و عدس مطبوخ مسحوق به گلاب و يا بگيرند گل قبرسى و ارمنى و قيموليا هر واحد يك جزو اقاقيا نيم جزو و همه را در آب شاخ خرفه يا به آب عنب العثلب يا به آب بارتنگ آميزند . و اما نوع دوم نمله كه آن نملهء متاكله است بايد كه در آن ادويه در تجفيف قوىتر باشند مثل قيموليا به سركه و گلاب استعمال كنند و يا موى سوخته طلا نمايند پس اگر اين ادويه بحاجت كفايت نكند و مكث او طول كند بايد كه بقرص معروف به اندرون طلا كنند و نسخه آن در علاج جدرى در قول ممدوح اليه مسطور شد بايد كه آن را خشك كرده وقت حاجت باريك سوده بحرير بيخته به گلاب آميزند كه مثل چرك حمام گردد بر موضع طلا نمايند . صفت مرهم نافع نملهء متاكله و سائر قروح محتاج تجفيف بگيرند مازوى خام يك جزو مورد خشك يك جزو باريك سائيده در روغن گل كه در آن موم مقدار ثلث او گداخته باشند بياميزند تا مرهم گردد بر موضع طلا نمايند . و اگر در آن برگ آس يك جزو افزايند بهتر باشد . نوع ديگر بگيرند مرداسنگ و زردچوبه هر واحد يك جزو مازو نيم جزو گلنار زراوند قنبيل هر واحد يك جزو همه را باريك سائيده موم در روغن گل گداخته آميزند تا مرهم شود و بر نمله طلا كنند . [ ابن الياس ] ابن الياس گويد كه هر صبح جلاب از تمر هندى و شكر سفيد و ترنجبين هر واحد ده درم بنوشند و يا بگيرند عناب و آلو سياه هر واحد بيست عدد و شكر و ترنجبين هر واحد ده درم و يا بگيرند تخم كاسنى و نيلوفر هر واحد سه درم با شكر سفيد ده درم و غذا ماء الشعير سازند بعد از آن تليين طبيعت به مطبوخ فواكه با شيرخشت و ترنجبين يا با فلوس خيارشنبر كنند و يا بگيرند هليلهء زرد و تمر هندى و آلوبخارا و شيرخشت و ترنجبين مقوى بسقمونيا و بنوشند بعد از آن اطليهء مبرده مجففه استعمال كنند و در اطليهء او از مبردات اجتناب نمايند زيرا كه قروح است بارتنگ و عليق و عدس و اقاقيا و صندل و حضض به آب كاسنى يا به آب عصى الراعى طلا كنند و يا بگيرند گل ارمنى و گل قيموليا هر واحد سه درم اقاقيا و صندلين هر واحد يك و نيم درم و همه را باريك سائيده به آب بارتنگ و آب خرفه به سرشند و علاج نوع متاكل آن بمجففات قوى التجفيف نمايند مثل قيموليا و گل سرخ هر واحد سه درم كوفته بيخته به آب عصى الراعى يا گلاب سرشته طلا كنند . و اگر متمادى و مزمن گردد و اين دوا نفع نكند بقرص اندر و خون و طلاى نرد طلا نمايند . [ طبرى ] طبرى گويد كه علاج نمله و جاورسيه واحدست غير آنكه عنايت نمله واجب است كه موكدتر باشد و عمده در علاجش فصد است و استفراغ به اين مطبوخ اگر قوت اطاعت كند و قوانين اطلاق آن نمايد پوست هليلهء زرد بيست درم تمر هندى از ليف و تخم او پاك كرده بيست درم آلو سى عدد گشنيز خشك برگ عنب العثلب هر يك باقه كبير عناب سى عدد توت سياه خشك كف ترنجبين از خار پاك كرده پانزده درم تخم كاسنى و كشوث هر واحد پنج درم همه را حسب واجب بپزند و صاف كرده وزن سه طسوج سقمونياى مشوى در آن حل كنند و من سقمونيا را در آن داخل نمىكنم و از اين يك شربت يا دو بنوشند و لزوم شرب ماء الشعير به سكنجبين ساده كنند اگر معدهء او متحمل شرب آن باشد و الا سكنجبين به آب كاسنى و آب عنب العثلب دهند . و اگر معدهء او متحمل اين هم نباشد آب عنب العثلب بشربت سيب و گلاب بدهند و در معالجهء او طريق تطفيه حتىالامكان به غير آنكه معدهء او ضعيف گردد سلوك نمايند و براى اين شربتى است كه اهل حران آن را تركيب داده و استعمال نمودهاند و آن تاثير نيك دارد بگيرند آب ريباس و آب غوره و آب توت سياه و سركهء كهنه هر واحد صد درم و در آن پوست بيخ كاسنى و بيخ عنب العثلب و كشوث هر واحد پنج درم بجوشانند تا مهرا گردد و از ثقل صاف كرده شكر طبرزد يك و نيم چند آن آب اندازند و به قوام شربت آرند و جابر قطيفى در اين اندك كافور افزوده و چيزى كه در اين مرض بدان طلا نمايند اين است كه بگيرند گل ارمنى و صندل سفيد و گل سرخ و جلنار و به آب عنب العثلب حل كرده طلا كنند و گاهى به آب عنب العثلب تنها طلا كرده مىشود و حنين ابن اسحاق طلائى براى جمره و نمله تأليف نموده و مسمى بندد ساخته و تجربه كرده شد و نيك يافتم گل ارمنى و صندلين و بوش و شياف ماميثا و تخم كاسنى و در آن طباشير و كافور و حضض افزوده و متأخرين در آن اندكى افيون زياده كردهاند و من افيون را در آن داخل نمىكنم اين همه را بسايند و در آب عنب العثلب سرشته بنادق دراز مثل نرد باريك سرد از اسفل پهن سازند و به اين شكل بهر آن مىسازند كه در سائيدن آسان باشد به آب عنب العثلب و گلاب و بسيار اندك سركهء غير كهنه بسايند و بر نمله و حمره طلا كنند و نگذارند كه خشك شود به چيزى كه اطباى بصره نمله و حمره را طلا مىكنند اين است كه برگ عصى الراعى و حى العالم و برگ اسپغول و برگ بارتنگ و برگ بيد مىگيرند و باريك سائيده بر آن اندك آرد جو انداخته مخلوط مىسازند و بر موضع حمره و نمله طلا مىكنند و در يك روز صحت مىيابد و تحليل مىشود . و بعضى اطبا در معالجهء اين مرض بلغطى روغن استعمال مىكنند و در صحت او تأخير مىشود و در مدت دراز به مىگردد و حمره و نمله را چون التيام مىشود اثر آن باقى نمىماند . و اگر بماند در اندك مدت زائل مىگردد . ايضاً در مقام ديگر نوشته كه گاهى حل طبيعت صاحب نمله به آب لبلاب مقوى بسقمونيا كرده مىشود بعده بر موضع آن لزوم اين طلا نمايند گل سرخ گلنار گل ارمنى به اندكى سركه و آب عنب العثلب حل كرده به كار برند و البته روغن به آن مس ننمايند و شربتى كه سابق مذكور شد دائم صاحب حمره و نمله استعمال كند و بعد استفراغ فصد كنند و فرق در معالجهء حمره و نمله اگر قوى باشند همين است كه در معالجهء حمره ابتدا به فصد كنند پس اسهال آورند و در نمله به اسهال ابتدا كنند بعده فصد نمايند . [ ابن هبة الله ] ابن هبة الله